موتور دورانی (وانکل بخش دوم)
موتور دورانی (وانکل)
میپردازیم به چهار مرحله ی موتور

مکش:
فاز مکش از زمانی آغاز می شود که يکی از تيغه های روتور از روی پورت مکش بگذرد و پورت مکش در برابر محفظه سيلندر و روتور واقع شود, در اين هنگام حجم محفظه کمترين مقدار خود می باشد. با حرکت روتور حجم محفظه منبسط شده و فرآيند مکش انجام میگیرد و در پی آن سوخت و هوای آمیخته شده به داخل اتاقک کشيده می شود.
هنگامی که تيغه دیگر روتور از روبروی پورت ورودی می گذرد بدنه بصورت کامل نشت بندی می شود تا فرآيند تراکم آغاز گردد.

تراکم:
با ادامه حرکت روتور درون اتاقک, حجم سوخت و هوا کوچکتر و فشرده تر می گردد. زمانی که سطح روتور در اين حجم بسوی شمع می چرخد حجم مربوطه به کمترين مقدار خود نزديک می شود و اين درست هنگامی است که با جرقه شمع احتراق آغاز می گردد.

طريقه محاسبه نسبت تراكم در موتور وانكل:
در موتور دورانی (وانكل) نسبت تراكم با تغيير شكل هندسي اتاقک، روتور و ميل لنگ و تجربه های گوناگون بدست مي آيد. نسبت تراكم موتور وانكل بر اساس طراحی اندازه شعاع روتور و اندازه خارج از مركز بين محور ميل لنگ و محور روتور می باشد.
اين نسبت تراكم در حدود موتورهاي پيستوني جديد و بين 1: 5/8 تا 5/10 است و محدوديت استفاده از بنزين با اكتان بالا همانند موتورهای پيستونی با افزايش نسبت تراكم در وانكل مطرح نمی باشد.
در موتور دورانی (وانكل) Audi – Nsu مدل R080 با حجم مفيد 87/994 در دور RPM 5500 قدرت hp 130 و نسبت تراكم آن /1 : 9 می باشد.
در موتور مزدا مدل R100 حجم مفيد موتور 4/983 است كه در دور RPM 7000 قدرتی معادل hp 100 با نسبت تراكم 1 : 4/9 توليد می كند.
احتراق:
حجم اتاقک احتراق گسترده و دراز است بنابراين سرعت پخش آتش تنها با وجود يک شمع بسيار کم است و احتراق ناقصی بدست می دهد. از اين رو در بیشتر موتورهای دورانی از دو شمع در درازای اين بخش استفاده می شود. هنگامی که شمعها جرقه می زنند مخلوط سوخت و هوا فشرده شده و فشار بسيار بالايی را ايجاد می کنند که باعث تداوم چرخش روتور می گردد. فشار احتراق، روتور را در جهت خودش وادار به حرکت می کند و حجم ناحيه محترق شده، رفته رفته زياد می شود. در اينجاست که فرآيند انبساط و در نتيجه توان توليد می گردد تا جاييکه تيغه روتور به پورت خروجی برسد.

. در موتور دورانی (وانكل) روتور ضمن چرخش بدور محور خود حركت انتقال هم انجام مي دهد، همانند گردش زمين بدور خورشيد كه در حال گردش بدور خود حول خورشيد هم مي گردد. مركز محور موتوربا مركز اتاقک بر هم منطبق است. ولي مركز بادامكهاي محور به اندازه e نسبت به مركز آن دو، خارج از مركز می باشد. در حقيقت وجود اختلاف مركز e باعث حركت انتقالی روتور در اتاقک و ايجاد تغيير حجم در آن می شود. در حالیکه روتور يك دور كامل در اتاقک گردش مي كند محور اصلی را سر دور می چرخاند. اين نسبت حركت ناشی از تأثير در حركت چرخشی و انتقالی روتور مي باشد. برای اصلاح حركت صحيح انتقالی روتور در اتاقک داخلی از روش چرخ دندانه هادی استفاده مي شود. چرخ دنده كوچك ثابت بوده و در روی درپوش کناری قرار می گيرد و كوچكترين تاثيری در تغيير نسبت حركت بين روتور و محور ايجاد نمی كند. چرخ دندانه روتور كه در درون می باشد با نسبت 3 و چرخ دندانه روی درپوش كه خارجی است با نسبت 2 ساخته می شود. بنابراين نسبت چرخ دندانه ها است.
همانگونه كه گفته شد چرخ دندانه ها فقط به عنوان راهنمای روتور طرح گرديده است و اگر وجود نداشته باشد روتور تمايل دارد در محلی از تماس با اتاقک دوری كرده ودر موضعی ديگر در ديواره سيلندر فرو رود. بهتر است بدانيم كه بادامك خارج از مركز روي محور اصلی، روتور را به دور خود می چرخاند اما نمی تواند حركت خوبی به آن بدهد تا در همه زمانها رئوس روتور با محيط اتاقک تماس داشته باشد.
تخليه:
هرگاه تيغه روتور از پورت خروجی بگذرد، گازهای با فشار بالا رها شده و به سمت پورت خروجی جريان می يابند. با پیوسته حرکت کردن روتور حجم فشرده تر می گردد و گازهای باقيمانده را به سوی پورت خروجی می راند. هنگامی که اين حجم به کمترين مقدار خود نزديک می شود، تيغه روتور در حال گذر از پورت ورودی است و در اين زمان سيکل جديد آغاز می گردد.
يک مورد بسيار جالب در رابطه با موتورهای دورانی اينست که هر يک از سه سطح روتور هميشه در يک بخش سيکل درگير است. به عبارتی بهتر در هر دور کامل روتور، سه بار احتراق خواهيم داشت. اما به ياد داشته باشيد که در هر دور کامل روتور محور خروجی سه دور می چرخد و در نتيجه يک احتراق برای هر دور محور خروجی.

در يك موتور پيستونی مقدار فرصت تخليه دود را طرح بادامكها ميل سوپاپ معين مي كند اما در موتورهای دوزمانه دورانی (وانكل) اين عمل بوسيله موقعيت دريچه های روی اتاقک عمليات مشخص می گردد.
در موتور دورانی (وانكل) دريچه هاي ورودی و خروجی بطور دائم باز هستند و هر وجهی كه در مقابل اين دريچه ها واقع شود عمليات ورود و خروج گاز و دود فقط در آن وجه تحقق می يابد.
يكي از مزايای وانكل آن است كه فرصت هر مرحله از عمليات چهار زمان سيگل اتو زيادتر و در حدوده 270 درجه است. دور محور اصلی مرحله عمليات
روغنكاري در موتور دورانی (وانكل)
از آنجا كه روغن موتور در موتور دورانی (وانكل) بطور مستقيم با دود و گاز سروکار ندارد بندرت آلوده شده و تعويض مرتب روغن چندان ضروری نمی باشد.
روغنكاری ياتاقانهاي موتور عيناً مانند موتورهاي پيستونی بوده و با روغن تحت فشار اويل پمپ انجام مي شود. شكل 207. ولی روغن كاری رينگها بصورت اختلاطی با بنزين می باشد، عيناً مانند موتورهای دوزمانه بنزينی.
روش ديگری برای روغن كاری رينگها وجود دارد. در اين روش روغن از میان محور اصلی به بخش خالی روتور رسيده و در اثر نيروی گريز از مركز و حركت پرتابی رينگها را روغنكاری می كند.
در روش سوم روغنكاری رينگها تزريقی بوده و روغن از دريچه ورودی گاز به موتور تزريق مي شود ( مانند نوع اختلاطی ). در اين روش روغن تنظيم شده اي به محفظه عملياتی ارسال می گردد.
تفاوتها با موتور دیگر:
1.کارکرد نرم و بدون لرزه:
همه ی قطعات موتور دورانی بطور پيوسته در حال چرخش آن هم در يک جهت می باشد که در مقايسه با تغيير جهت شديد قطعات متحرک در موتورهای پيستونی از ارجحيت خاصی برخوردار است.موتورهای دورانی بدليل تقارن خاص قطعات گردنده دارای بالانس درونی است که هرگونه ارتعاشی را از بين می برد. همچنين انتقال قدرت در موتورهای دورانی نيز نرم تر است ؛ زيرا هر احتراق در درازای 90 درجه چرخش روتور انجام می شود. از آنجاييکه چرخش محور خروجی سه برابر چرخش روتور است پس هر احتراق در درازای 270 درجه چرخش محورخروجی انجام می گردد.اين يعنی يک موتور تک روتوره در سه ربع گردش محور خروجی خود قدرت انتقال می دهد؛ در مقايسه با موتور تک سيلندر پيستونی که احتراق در درازای 180 درجه از دو دور گردش ميل لنگ يا يک ربع گردش محور خروجی آن رخ می دهد.
2.آهسته تر:
از آنجاييکه گردش روتور يک سوم گردش محور خروجی آن است, قطعات اصلی موتور آهسته تر از قطعات موتورهای پيستونی حرکت می کنند. که اين موضوع قابليت اطمينان به اين موتور را بالا می برد.
چالشها در طراحی موتورهای دورانی:
1. نوعاً ساخت موتورهای دورانی که بتواند استانداردهای آلودگی را پوشش دهد بسيار مشکل است. ( اما نه امکان ناپذير)
2. هزينه ساخت آنها معمولاً بالاتر از موتورهای رايج پيستونی است؛ بيشتر به اين دليل که تيراژ توليد آنها نسبت به موتورهای پيستونی پايينتر است.
3. مصرف سوخت اين گونه موتورها بالاتر از مصرف سوخت موتورهای پيستونی است زيرا مشکل کشيده بودن اتاقک احتراق و نسبت تراکم پايين اين موتورها راندمان ترموديناميکی آنها را محدود می کند.
گرداورنده : میلاد منصوری








