[SIZE="2"] اساسا موتور دو زمانه با هدف از میان بردن برخي معايب موتور هاي چهار زمانه ساخته شده اند كه برخي از عيب هاي موتور چار زمانه به صورت زير است :


1- نامنظم بودن گشتاور اعمال شده به پيستون.


2- كاهش قدرت وزني موتور.


۳- دور موتور کمتر (به دلیل آنکه در هر دو گردش پیستون بسوی بالا و پایین یکبار انفجار انجام میشود)

۴- و...

                      

 

 
همانگونه كه درشكل بالا هویدا است در يك موتور چهارزمانه در ازای دو دور گردش ميلنگ(720درجه) تنها يك كار مفيد انجام ميشود و در واقع بخشهای پايين نمودار كه با علامت منفی نشان داده شده است همان كار اعمال شده از محيط بر پيستون ميباشد(كه خودش كلی جای نقد و بررسی دارد) و خود اين عمل بگونه ای امتياز منفی نامبرده میشود.

توان وزني چيست ؟ اگر توان مفيد موتور را بر وزن موتور تقسيم كنيم حاصل توان وزنی ميشود .  در يك كسر برای افزايش پاسخ يا بايد صورت را بزرگ كرد(با بزرگ كردن صورت مخرج هم بزرگ ميشود) يا مخرج را كوچك كرد(در موتور هاي دوزمانه مخرج كوچك ميشود).

                 

                    (در اين نگاره اجزای يك موتور دوزمانه تك سيلندر نشان داده شده)

 

 
موتورهای دوزمانه داری سه برتری بزرگ نسبت به موتور های چهار زمانه هستند :


1- فاقد سيستم سوپاپ هستند(به اين دليل هم وزن كمتری دارند و هم اينكه نيروی برای راه اندازی دستگاه سوپاپ تلف نميشود به همين خاطر توان وزنی موتورهای دوزمانه پنجاه نا هشتاد درسد بيش از موتورهای چهارزمانه است).


2- در هر دور ميلنگ يك كار مفيد انجام گرفته كه این خود از لحاظ تئوری بيانگر بازده دور برابر موتورهای دوزمانه است.


3-به فرنود كمی فاصله بين سيكل كار در موتور دوزمانه گشتاور بيشتر و منظم تر توليد ميشود(موتورهای دو زمانه به راحتی ميتوانند سوختهای نامرغوب را هم مصرف كنند :

کاركرد :


چهارزمان سيكل اتو در موتورهای دو زمانه رعايت شده با اين جدائی كه سيكل ها دو به دو با هم صورت ميگرنند.


1- كار و پيش تراكم
2- تخليه و مكش

زمان نخست : پيستون از ن م ب (نقطه مرگ بالا) پس از متراكم كردن آمیخته سوخت و هوا و ايجاد احتراق به طرف ن م پ (نقطه مرگ پايين) ميرود.


1- در زمان انجام دادن اين کار علاوه بر انتقال قدرت به ميل لنگ آمیخته سوخت و هوا از راه كانال جانبی پائين به به درون محفظه كارتل مكيده ميشود(به دلیل گردش پيستون به سوی بالا و ايجاد خلاء نسبی در زير آن).


2- در زمان كار كه پيستون به سوی پايين حرکت ميكند با كمی پايين آمدن پيستون راه دريچه خروجی جانبی باز شده و پس ماند کار احتراق از آن خارج ميشودكه همزمان به اين کار هم پيستون را مجرای مكش را بسته و با مسدود شدن دریچه خروجی آمیخته سوخت و هوای زير پيستون كمی متراكم ميشود كه اين عمل به پيش تراكم شناسنده است. با كمی پايين تر رفتن پيستون مجرای تكی ارتباطی محفظه كارتل به بالای پيستون باز شده و امیخته زير پيستون كه كمی متراكم شده حال به بالای پيستون راه پيدا ميكند و افزايش حركت پيستون به سوی ن م پ اين حجم جابجايی ادامه پيدا ميكند(اين عمل را جارو كردن ميگويند) و بباید دانست كه تاج پيستون براي جاروی بهتر محفظه احتراق و حداقل مقاوت در برابر جريان هوا به صورت انحا داری مخصوصی طراحي ميشود.


زمان دوم :
پيستون به سمت ن م ب حركت كرده و همزمان با آن :


1- جريان هوای پمپ شده از راه مجرای كارتل با بالای پيستون رانده شده و موجب تخليه پسماند احتراق قبلی ميشود.


2- كانال خروجی بسته ميشود و آمیخته بالای پيستون به تدريج متراكم ميشود.
3-هنگامی كه پيستون به ن م پ ميرسد شمع جرقه ميزند و با فشار ناشی از احتراق پيستون را به سمت ن م پ مي راند.

 


معايب موتورهای دوزمانه :


1- در كورس نخست کار پيش تراكم مقداری از انرژی مفيد توليدی هدر ميرود( در موتورهای دريچه دار-مانند شكل دوم- يا پرخوران دار اين مسئله حل شده است )


2-عدم تخليه كامل دود از موتور و كاهش راندمان حجمی


3- در موتورهای دوزمانه در هنگام عمل جارو و شستشو مقداری از آمیخته سوخت و هوا از اگزوز بیرون ميرود(حدود بيست و پنج درسد)


4- در موتور هايی كه فاقد دستگاه پرخورانی هستند امكان انباشته كردن روغن در كارتل نيست و روغن بايد در باك ريخته بشود كه خود اين کار موجب مصرف روغن موتور زياد در موتور و توليد آلودگی بيشتر هوا ميشود.


5- به دليل پی درپی بودن احتراق فرصت كافی براي خنك كاری موتور وجود ندارد و به اين دلیل عمر مفيد موتور كاهش ميابد.


6- به فرنود دو برابری تعداد احتراق نسبت به موتور های چهار زمانه همواره اين احساس وجود دارد كه موتورهای دو زمانه در هنگام دوران دارای دور بيشتری هستند.